غمم دریا دلم تنهاست
خروش موج با من می کند نجوا
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت
مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خویشتن برکنم نیست
امید آن که جان خسته ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست!!!!....
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو بودن زیباست
راز شاد زیستن انجام انچه دوست داری نیست ،بلکه دوست داشتن ان چیزی است که انجام می دهیم.
به کسی عشق بورز که لایق عشق باشد نه تشنه عشق ،زیرا تشنه روزی سیراب می شود.
مهر و محبت چیزی است تقسیم شدنی ولی عشق نه.
عشق ورزیدن به کسی که لیاقت دوست داشتن را ندارد نوعی اسراف در محبت است
میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود
میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود
عشق تو بسم بود که این شعله بیدار
روشنگر شبهای بلند قفسم بود
آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت
غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود
دست منو آغوش تو هیهات که یک عمر
تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود
بالله که جز یاد تو گر هیچکسم هست
حاشا که بجز عشق تو گر هیچکسم بود
سیمای مسیحائی اندوه تو ای عشق
در غربت این محلکه فریادرسم بود
لب بسته و پر سوخته از کوی تو رفتم
رفتم بخدا گر هوسم بود بسم بود