-
ای عشق
جمعه 17 دیماه سال 1389 11:16
-
دریا
جمعه 10 دیماه سال 1389 20:11
غمم دریا دلم تنهاست خروش موج با من می کند نجوا که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت مرا آن دل که بر دریا زنم نیست ز پا این بند خویشتن برکنم نیست امید آن که جان خسته ام را به آن نادیده ساحل افکنم نیست!!!!....
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 5 دیماه سال 1389 17:35
-
کوچه شب
یکشنبه 5 دیماه سال 1389 17:18
در کوچه های شب قدم میزنم در تاریکی سرد قدم میزنم خسته و بی کس وبی صدا در اقیانوس غم قدم میزن م در تار و پود قلبم نقشی نبود شیشه ی تنهایی ام را سنگ میزنم شیشه ی تنهایی گویی ز آهن است سنگ را بر آن بی اثر میزنم بر چهره ام دگر رنگی نمانده است رخ بی رنگ را رنگ سیاهی میزنم صدایم در سرای بی کسی ناید به گوش غصه ام را با خون...
-
عاشق وعاشق تر
شنبه 4 دیماه سال 1389 14:00
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش دیدی گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه دیدار این خونه فقط خوابه ، تو که رفتی هوای خونه تب داره ، داره از درو دیوارش غم عشق تو می باره ، دارم می میرم از بس غصه خوردم ، بیا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون که فکر نمی کردی نمونده پیشت، دیدی...
-
عشق
شنبه 4 دیماه سال 1389 13:58
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو بودن زیباست راز شاد زیستن انجام انچه دوست داری نیست ،بلکه دوست داشتن ان چیزی است که انجام می دهیم. به کسی عشق بورز که لایق عشق باشد نه تشنه عشق ،زیرا تشنه روزی سیراب می شود. مهر و محبت چیزی است تقسیم شدنی ولی عشق نه. عشق...
-
شکواییه(دکتر شریعتی)
شنبه 4 دیماه سال 1389 13:52
خداوندا...خداوندا ... اگر در روز گرما..خبر تابستان..تنت بر سایه دیوار بگشایی لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری و قدر آن طرف تر ..عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر میگوئی..نمیگوئی؟ خداوندا .. اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت..ازین...
-
جملات عاشقانه از فریدون مشیری
جمعه 3 دیماه سال 1389 17:30
تنها غمگین نشسته با ماه در خلوت ساکت شبانگاه اشکی به رخم دوید ناگاه روی تو شکفت در سرشکم دیدم که هنوز عاشقم آه * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو یک روز نگشت خاطرم شاد از تو دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من یک جان و هزار گونه فریاد از تو * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *...
-
عشق سوخته
جمعه 3 دیماه سال 1389 17:20
میخواهم و میخواستمت تا نفسم بود میسوختم از حسرت و عشق تو بسم بود عشق تو بسم بود که این شعله بیدار روشنگر شبهای بلند قفسم بود آن بخت گریزنده دمی آمد و بگذشت غم بود که پیوسته نفس در نفسم بود دست منو آغوش تو هیهات که یک عمر تنها نفسی با تو نشستن هوسم بود بالله که جز یاد تو گر هیچکسم هست حاشا که بجز عشق تو گر هیچکسم بود...
-
دل من
جمعه 3 دیماه سال 1389 17:15
از آه سردت آسمون میلرزه دل از سکوت جادوئیت میترسه برام بگو تموم قصه هاتو که بشکنی طلسم اون لبات و کی بهتر از من با تو هم زبونه قصه های نگفتتو میدونه کی شونه هاش مرحم گریه هاته می شکنه اما تا ابد باهاته منم که بی تو گل بی بهارم بمون نذار بریزه برگ و بارم منو صدا کن که برات بمیرم ترانه هامو از تو یاد بگیرم منو صدا کن...
-
آبی:
پنجشنبه 2 دیماه سال 1389 17:26
-
سخنی نیست (شاملو):
پنجشنبه 2 دیماه سال 1389 17:22
چه بگویم؟ سخنی نیست می وزد از سر امید، نسیمی؛ لیک تا زمزمه ای ساز کند در همه خلوت صحرا به روش نارونی نیست چه بگویم؟ سخنی نیست *** پشت درهای فرو بسته شب از دشنه دشمنی پر به کنج اندیشی خاموش نشسته ست بام ها زیرفشار شب کج،س کوچه از آمدو رفت شب بد چشم سمج خسته ست *** چه بگویم ؟ سخنی نیست در همه خلوت این شهر،آوا جز زموشی...
-
چشم
پنجشنبه 2 دیماه سال 1389 16:43
-
ای نوبهار عاشقان
چهارشنبه 1 دیماه سال 1389 13:16
ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش ای جویبار راستی از جوی یار ماستی ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشکال تو خوش ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغ ها ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس ای فتنه روم و...
-
محبت
چهارشنبه 1 دیماه سال 1389 13:13
اى شهان کشتیم ما خصم برون ماند خصمى ز او بتر در اندرون کشتن این, کار عقل و هوش نیست شیر باطن سخرهء خرگوش نیست دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاست کاو به دریاها نگردد کم و کاست هفت دریا را در آشامد هنوز کم نگردد سوزش آن خلق سوز هم نگردد ساکن از چندین غذا تا ز حق آید مر او را این ندا سیر گشتى سیر؟ گوید نى هنوز اینت...
-
محبت
چهارشنبه 1 دیماه سال 1389 13:10